تبليغاتX
dAndY cAn UnDerStand yOu  

dAndY cAn UnDerStand yOu  
به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عاشقان آتش نگیرد

دیگه زندگیم داره ته می کشه

از دلم پیاده شو ، آخرشه

نه ، بمون

شاید بازم جون بگیرم

نه ، برو

می خوام که راحت بمیرم

نه ، بشین

که سر رو شونت بزارم

نه ، پاشو

که دیگه دوست ندارم

-------

--------------

--------------------

-------------------------------

--------------------------------------------------

یه روزی میاد که تو منو تنها میزاری

پا میزاری رو دلم

یه روزی اون روزی که

یا منو جا میزاری

یا میگی ... باید برم

ضربان قلب من با صدای قلب تو میزنه

ضربان قلب تو ...  ضربان قلب منه

یه روزی میاد که من

که منو آب می بره

تو رو هم خواب می بره

می دونم اون روزی که ...

منو دریا می بره

تو رو رویا می بره

ساعت 18:46 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |


¸¸.•*´نفرت الکترونیک¸¸.•*´

بیست و نهم شهریور 1388

امشب می خوام Hard disk دلمو Clean up کنم ، کل وجودتو Delete کنم و درایو  C مغزمو Format کنم.

اصلاً بزار Fdisk  کنم تا دیگه خیالم از بابت ویروسMbr  هم راحت بشه.

3 تا User می سازم :

1-Admin

2-Guest

3-Connect

 

با یوزر Connect ،  Login کردم.

به نت Connect شدم.

شب اومدم سرعت High باشه.

دارم با خدا Chat می کنم؛ آره با Yahoo messenger. اومدم Id جدیدمو بدم به خدا تا بهش بگه واسم Off بزاره.

دلم می خواد تا هفته دیگه؛ نه اصلاً هیچ وقت کسی آیدیمو ندونه.

آره اومدم لج کنم. با خدا ؟ نه با اونی که به خیالش منو داغون کرد. نمی گم بهم شک داشتی ؛ تو اصلاً یه ذره اعتماد نداشتی بهم.

من ازت گذشتم ، خدا ازت بگذره !

البته اگه دیگه کس دیگه ای رو الاف خودت نکنی.

 

بعضی وقت ها متأسفانه باید بدون آرزو زندگی کرد.

 

خب

شب همه غیر از  تو خوش.

Sign Out “Ctrl+D”

Turn off…

-----------------------------------------

 

پی نوشت :

Hard disk : مخزن دائمی اطلاعات

Clean up : پاکسازی (از اضافات غیر ضروری)

Delete : حذف کردن

Format : روکش کردن

Fdisk : پارتیشن بندی کردن

Mbr : مرکز دیسک

User : کاربر

Admin : مدیر

Guest : مهمان

Connect : اتصال

Login : ورود

High : بالا

Chat : گفتگو

Yahoo messenger : پیغام رسان یاهو

Id : نام کاربری

Off : پیام غیر مستقیم (در یاهو مسنجر)

Sign out : خروج

Turn off : خاموش کردن

ساعت 16:4 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |


از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ 

خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و  بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و  ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و  هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد .

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی!                           حتی برای یک نفر .

مهم نیست شیر باشی یا آهو !!!

مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی .

كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را .

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن .

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران...

زلال كه باشى، آسمان در توست

نلسون ماندلا

برگرفته از وبلاگ خانم فاطره رجبی

ساعت 12:26 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |


با عرض معذرت مي خوام نامه هاتو پاره كنم
كه از دلم بيرون بري قلبتو آواره كنم
با عرض معذرت مي خوام يه حرفي به تو بزنم
فكر نكني دارم نصيحت مي كنم يا حرف بي خود مي زنم
مي خوام بگم من اومدم كه عشقمو پس بگيرم
اين بهتره تا كنج غربت بميرم
يادت مياد خواستي به من نفرت و ثابت بكني
بي خبر از اينكه داري قلبم و عاشق مي كني
اما ديگه تموم شده هر چي كه بوده بين ما
شاهد چشماي ترم كي بوده جز خود خدا
با عرض معذرت مي خوام بگم سراغ من نيا
حتي منو صدا نكن ديگه نپرس چرا چرا؟
برو برو كه قلب من براي تو يه ذره هم جا نداره   
ميخوام فراموشت كنم اين ديگه اما نداره
تا كي بايد كنار تو يه جوري زانو بزنم
كه فكر كني غلامتم لايق اين جور بودنم
تا كي بايد غرورم و پيش دل تو بشكنم
به پاي اطوار و ادات از همه چي دل بكنم
ديشب به خواب من اومد يه لحظه از جداييمون
با عرض معذرت مي خوام خوابم و تعبير بكنم

--------------------------------------------------------

تنهاكسي كه قلبت وپس نمي داد
براي دوست داشتن تو فرصت رو از دست نمي داد
اينو بدون اون غريبه من بودم
توقعم زياد بود براي تو كم بودم
به رسم بي وفايي دل به نگام نبستي
به خاطر غرورت زدي من و شكستي
دلم داره مي سوزه از اين همه دورويي
قند تو دلت اب مي شه چقدر بي چشم و رويي
اين و بدون براي من دنيا به اخر رسيده
دل غريب و بي كسم از عشق تو خير نديده
خدا كنه كه نفرينم دامنت و بگيره
با هم برابر مي شيم وقتي دلت بميره
برو هواتو ندارم برام يه خط قرمزي
حتي ديگه نمي خوامت براي من بي ارزشي

-------------------------------------------------------

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن؛ با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

 

ساعت 10:4 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |


¸¸.•*´برد با توست¸¸.•*´

سی و یکم فروردین 1388

وقتی پا توی راه میزاری

بپرس

مشورت کن

پر از تجربیات دیگران شو

... و

.و به همه اونا خدا رو اضافه کن

 

.یقیناْ برد با توست

ساعت 21:50 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |


¸¸.•*´اسکناس مچاله¸¸.•*´

سی و یکم فروردین 1388

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند یک اسکناس پنج هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

دست همه حاضرین بالا رفت.سخنران گفت: بسیار خوب.من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم و سپس در برابر نگاه های متعجب اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دست های حاضرین بالا رفت

این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگدمال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید.بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت

سخنران گفت: دوستان با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید

وادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است. ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم خم می شویم مچاله می شویم خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم و اینگونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلاهایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند آدم باارزشی هستیم

ساعت 19:59 نويسنده ¸¸.•*´عاشق داغ دیده¸¸.•*´ |